میخوام از اولش واستون بگم امیدوارم بتونم تا اخرش واستون توضیح بدم ........
از قبل عشقم میگم . من یه دختری بودم که زیاد با پسرا میپریدم ولی هیچ وقت با یکی دائم نبودم نه اینکه دختره خرابی باشما ...من افکاره بیشتره پسرا رو میخوندم و به فکرشون پی میبردم واسه همین نمیتونستم باهاشون بیشتر از یه هفته بمونم ..واسه همین عاشق کسی نشدم یعنی نخواستم که بشم.....همیشه ارزوم بود که یکی رو واقعا دوست داشته باشم ....عاشقش باشم ...عاشقم باشه.......خلاصه زیاد طولانیش نمیکنم اخه میخوام به بعدشو بدونین ......۱۱/۶/۱۳۹۰ یکی از دوستامون که باهم رفت و آمد خونوادگی داریم پسرش به من اس ام اس داد ...من خیلی تعجب کردم اخه دلیلی نداشت که اون به من اس ام اس بده .بعد از چند تا اس بهم گفت که منو چند ساله که دوست داره ولی خجالت میکشیده که بگه الانم دل و زده به دریا که بهم گفت ......اون شب .شب عروسی داییم بود ...من خیلی تعجب کردم نمیدونستم باید چی جواب بدم .خیلی واسم سخت بود که بخوام حرفای عاشقانه یه پسر رو باور کنم ........اگه میخوای بقیه شو بدونی بیا ادامه مطلب