باران اشکهایم بر روی عکس تو جاری می شود و نوشته هایم را سیل
اشکانم دربرمی گیرد و مرا به یاد آغوش گرمت که هیچ گاه در آن جایی
نداشتم می اندازد . تو با نگاهت مرا اسیر خود کردی و با خشمت مرا
می کشتی و با لبخندت مرا زنده می کردی ولی وقتی تو را از دست
دادم برای همیشه مُردم و هیچ گاه مِهر هیچکس جز تو در قلبم نخواهد
نشست . معنای عشق برایم تازه شد و دیگر نمی توانم در برابر آن
مقاومت کنم و خود را تسلیم تو می کنم و شاید دیگر دیر شده باشد
ولی این را بدان که دیگر جز تو به هیچکس فکر نخواهم کرد . شاید دلیل
دوری من از تو این باشد که من نمی توانستم به تو بگویم دوستت دارم
و این به دلیل غرور بی جای من است .