سلام

میخوام واستون بگم که وقتی رفتیم دریا جه اتفاقاتی واسم پیش اومد.......... وقتی که میخواستیم بریم یه بهونه الکی جور کرد که باهام قهر کنه ولی من خودمو کنترل کردم و هرچی گفت مخالفت نکردم اخه میدونید چیه وقتی عصبانی و باهام حروبحث میکنه دوست داره جوابشو بدم ولی باز من اصلا دوست ندارم حواب بدم فقط سکوت میکنم

بیا ادامه مطلب خسته نمیشی اخه زیاد نیست.........

ادامه نوشته

سلام به دوستای گلم حالتون چطوره وای بچه میخوام یه چیزی بگم که توی این یک سالی واسم اتفاق نیافتاده بود ........ واسه ی اولین بار ما دو شب با هم قهر بودیم راستشو بخواین اگه باهام اشتی نمیکرد داشتم ازش دور میشدم ولی خودش اومد اشتی کرد میدونین قهرمون سر چی بود (مامانش ) الان باهم اشتیم  بعد اینکه باهم اشتی میکنیم نمیدونم چرا همه چیز از یادم میره فکر میکنید کمبود محبت دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام به همه خواستم دو روز پیش بیام ولی وقت نشد .......خواستم بیام بگم که 4 مهر سالگرد ازدواجمون بود ....یک سال گذشت ولی من نتونستم با زندگیم کنار بیام الان که دارم براتون مینویسم تنهام شوهرم مثل همیشه رفته پیشه دوستاش شرمنده خسته ام بیشتر نمیتونم تایپ کنم تا بعد 

         شبتون بخیر