رویای عشق

باران اشکهایم بر روی عکس تو جاری می شود و نوشته  هایم  را سیل

 اشکانم دربرمی گیرد و مرا به یاد آغوش گرمت که هیچ گاه در آن جایی

 نداشتم می اندازد . تو با نگاهت مرا اسیر خود کردی و با خشمت مرا

 می کشتی و با لبخندت مرا زنده می کردی ولی وقتی تو را از دست

دادم برای همیشه مُردم و هیچ گاه مِهر هیچکس جز تو در قلبم نخواهد

نشست . معنای عشق برایم  تازه  شد و دیگر نمی توانم در  برابر  آن

مقاومت کنم و خود را تسلیم تو می کنم و شاید دیگر  دیر شده باشد

 ولی این را بدان که دیگر جز تو به هیچکس فکر نخواهم کرد . شاید دلیل

 دوری من از تو این باشد که من نمی توانستم به تو بگویم دوستت دارم

 و این به دلیل غرور بی جای من است .

سلامی دوباره

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام

ادامه نوشته

...................

تـــا حـــالا در زندگي


به اين سه مورد دقــــت کـــرده ايد!؟


شانس يه بار در خونه آدمو ميزنه


بَدشانسي دستش رو از روي زنگ خونه بر نميداره


بدبختي هم که قربونش برم هميشه کليد داره . . . . . .!!!!!!

یعنی توی این دنیا کسی نیست که به من سر بزنه عجب دنیایه بی وفاییه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                      

سلام ××سلام

سلام من اومدم که سرتون رو دوباره درد بیارم اخه تقریبا خبره این کار رو دارم

بدو بیا ادامه مطلب

ادامه نوشته

-----×××××-----

من اومدم ولي با يه چند هفته تاخير اخه دسترسي به اينترنت نداشتم ...همه تون خوبين من که يه روز خوبم يه روز خيلي بد ولي هميشه شادم.....

×××××××

سلام
ادامه نوشته

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

                                              

                                                 ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.

سلامی دوباره

ادامه نوشته

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود

ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ برلب

داشته باشم

ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

بقیه داستان عاشقی من......

اومدم که بقیه داستان رو بگم چون خوشبختانه یکی مشتاق شد داستان منو بدونه دلمو نشکست
ادامه نوشته

هیچی عوض نشد

من امروز سرخورده ای هستم که هیچ کس دوست ندارد جای من باشد

حتی لحظه ای،دنیا خیلی بزرگه و من براش خیلی کمم

اینجا جهنمه منه،دوس ندارم کسی به آتیش من بسوزه

من هستمو خدایکه هیچ وقت منو نخواست

توی سینه ام کینه ایه که هیچ وقت نمیتونم بیرون بندازمش

هیچی عوض نشد من هنوزم همونم،من اینجام،تاریکم مثل سیاهی،

دلتنگم مثل ابر کوچکم مثل خودم

چو گل های شقایق داغدارم

بیا پروانه شو بنشین کنارم

بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست

که خنجر خورده ی این روزگارم.

عاشقی با قلب من بیگانه شد

                                        خنده از لب رفت و یک افسانه شد

حس و حالی بعد عشق آمد پدید

                                       بعد آنشب زندگی غمخانه شد.

                                     

سلام

خب سلام به هیچکس .............

هیچکس یعنی شما هایی که بهم سر نزدید.......

همیشه تنهام ....همیشه .........

وقتی هیچکس نخواست داستانمو بدونه بدون جزئیت میخوام خیلی خلاصه از الان رو بگم ..........

ادامه نوشته

خیلی دلگیرم............

سلام کسی بهم نظر نداد یعنی کسی نمیخواد داستانه منو بدونه ...دلم شکست

سلام

سلام من اومدم ....................

خب ادامه داستان رو بگم...... فردا شبش اومدن مهمونی خونمون . من اول تحویلش نگرفتم که بعدش اس ام اس داد که چرا تحویل نمیگیری اگه ناراحتی پاشم برم که من جواب دادم واسم مهم نیست که بهم گفت : میخوای همین الان پیشه همه بگم که دوستت دارم ....گفتم نخیر ......این شد که وقتی میخواستن از خونمون برن من رفتم تو اتاقم گوشیم روی میز کنار گوشی داداشم بود که اون اس ام اس داد که خوش امد گویی نیومدی که داداشم میخواست گوشیشو برداره اس ام اس منو خوند !!!!!!!!!!!!! .....

ادامه نوشته

ادامه داستان

سلام اومدم که بقیشو بگم ............

من هیچ وقت نظری که راجعبه اون داشتم رو بهش نمیگفتم .هممیشه فکر میکردم میخواد سرکارم بذاره .مسخرم کنه.....فرداش بهم گفت که اگه موقعیت بیرون رو دارم باهاش برم بیرون که حضوری حرفشو بزنه .من مونده بودم که چیکار کنم ............

ادامه نوشته

وقتی.......

وقتی کسی رو دوست داری

                                                            حاضری جون فداش کنی

ادامه نوشته

میخوام از اولش واستون بگم امیدوارم بتونم تا اخرش واستون توضیح بدم ........

از قبل عشقم میگم . من یه دختری بودم که زیاد با پسرا میپریدم ولی هیچ وقت با یکی دائم نبودم نه اینکه دختره خرابی باشما ...من افکاره بیشتره پسرا رو میخوندم و به فکرشون پی میبردم واسه همین نمیتونستم باهاشون بیشتر از یه هفته بمونم ..واسه همین عاشق کسی نشدم یعنی نخواستم که بشم.....همیشه ارزوم بود که یکی رو واقعا دوست داشته باشم ....عاشقش باشم ...عاشقم باشه.......خلاصه زیاد طولانیش نمیکنم اخه میخوام به بعدشو بدونین ......۱۱/۶/۱۳۹۰ یکی از دوستامون که باهم رفت و آمد خونوادگی داریم پسرش به من اس ام اس داد ...من خیلی تعجب کردم اخه دلیلی نداشت که اون به من اس ام اس بده .بعد از چند تا اس بهم گفت که منو چند ساله که دوست داره ولی خجالت میکشیده که بگه الانم دل و زده به دریا که بهم گفت ......اون شب .شب عروسی داییم بود ...من خیلی تعجب کردم نمیدونستم باید چی جواب بدم .خیلی واسم سخت بود که بخوام حرفای عاشقانه یه پسر رو باور کنم ........اگه میخوای بقیه شو بدونی بیا ادامه مطلب

ادامه نوشته

سلام

سلام به تمام دوستان ...........اومدم که با شما عشقمو شروع کنم .............

امیدوارم که کمکم کنین چون اولین عشقمه ......... راه و روششو بلد نیستم .........